چیست ؟
TRIZ
با استفاده از این روش مهندسان ، طراحان و مدیران اجرایی قادر خواهند بود که :
· سیستم های فنی و غیر فنی را از یک زاویه جدید بنگرند
· دستیابی به مفاهیم و راه حل های ممکن
· جستجوی راه حل های " ایده آل "
· پیش بینی آینده محصولات و تکنولوژی ها
· استقرار مزیت رقابتی " مطلق " برای شرکت
روش TRIZ را می توان با سایر فرایند های کیفی نظیر روش تاگوچی ، QFD ، QS-9000 و ... ادغام نمود .
تاریخچه پیدایش TRIZ چیست؟
روش حل مشکلات خلاق یا نوآوری نظام یافته ، TRIZ ( مخفف یک جمله روسی ) در سال 1946 توسط یک مهندس و دانشمند روسی بنام گنریش آلتشولر ( Genrich Altshuller ) کشف شد وی بیش از 400،000 ثبت اختراع ( Patents ) را در زمینه های مختلف مهندسی مورد بررسی قرار داد .آلتشولر آن اختراعاتی را که مؤثرترین راه حل ها را داشت مطالعه کرد. مطالعات تجربی وی منجر به کشف یک روند در تکامل سیستم های تکنولوژی شد .
از اینجا توانست اصل مسلم خود را فرموله کند :
تکامل سیستم های مهندسی ، یک فرایند تصادفی نیست و تابع قوانین معینی است . از این الگو میتوان برای توسعه سیستم آگاهی شامل حل مشکلات استفاده نمود .
برخی از این قوانین بشرح ذیل می باشد :
قانون ایده آل گرایی :سیستم ها بسمت افزایش ایده آل بودن سوق داده می شوند . یک سیستم ایده آل ، سیستمی است که نیازی به مصرف انرژی برای اجرا نداشته باشد ، هزینه ای برای تولید آن نیاز نباشد و فضایی را اشغال نکند و در یک جمله اجرای کار ( Function ) بدون ساختار ( Form ) .
قانون گرایش به سمت کوچک سازی ( Microlevel ) :با استفاده از میدانهای انرژی سیستم ها روز به روز به سمت کوچک شدن پیش می روند و جایگزین سیستم های مکانیکی از طریق میدانهای انرژی برای انجام عملیات مورد نظر می شوند .
قانون پویایی ( Dynamization ) : سیستم های با ساختار خشک و ثابت ( rigid ) به سمت انعطاف پذیری ( Flexible ) سوق داده می شوند .
TRIZ تمام آن چیزهایی است که شما برای توسعه محصولات ابتکاری خود نیاز دارید !!!
یک قضیه ثابت شده از طرف آلتشولر : خلاقیت و اختراع کردن را می توان آموزش داد. این موضوع نشان دهنده یک ارتقاء اساسی در زمینه خلاقیت های فنی است .
آیا آموزش TRIZ ممکن است بر خلاقیت من اثر داشته باشد؟ 
چیزی که آلتشولر می گفت این بود که TRIZ افراد خلاق را سه برابر خلاق تر و افراد غیر خلاق را تا ده برابر بیشتر خلاق می کند.افراد خلاق معمولاً TRIZ را زودتر می پذیرند و خیلی نسبت به آن هیجان زده می شوند. به هر میزان که توان ذهنی شما هست ، TRIZ ابزار ذهنی شما را گسترش می دهد و به شما یاری می دهد تا تمام راه های ممکن را برای حل مشکلاتتان بیابید.
من در زمینه خودم متخصص هستم، TRIZ چه استفاده ای برای من دارد؟ 
TRIZ می تواند به شما کمک کند تا خارج از تخصص کاریتان را نیز ببینید. به راه حل های خوبی که در سایر تخصص ها وجود دارد آشنا شوید و از آنها برای حل مشکلاتتان الهام بگیرید.
آیا من دیگر نیازی به فکر کردن ندارم؟ 
خیر،TRIZ یک جعبه سیاه نیست که همه راه حل ها را برای شما تهیه کند. TRIZ به شما کمک می کند تا فکرتان را در نقاطی متمرکز کنید که ممکن است راه حل یا ایده مناسب در آنجا باشد. در واقع یکی از دلایلی که خیلی از افراد TRIZ را دوست دارند آنست که آنها را نسبت به قبل فکرشان را سخت تر و زیرکتر می کند.
چگونه می توان TRIZ را با سایر روشهای خلاقیت مقایسه کرد؟ 
بیشتر روشهای خلاقیت بگونه ای طراحی شده اند که فکر شما را آزاد می گذارد تا بتوانید از تمام توان ذهنی تان بهره گیری کنید.
تفاوتی که در روش TRIZ هست آنست که فقط بر توان ذهنی، تجربه و تحصیلات شخصی شما متکی نیست.
آنچه که TRIZ به شما نشان می دهد آنست که قبلاً مسائل نظیر مسئله شما چگونه بطور خلاقانه حل شده اند.
بنابر این شما می توانید آن راه حل های اثبات شده را برای حل مسئله خودتان بکار گیرید. بدین طریق TRIZ شما را به سوی راه حل های خلاقانه که ریسک پائینی دارند هدایت می کند.
من راه های سیستماتیک و ساخت یافته را برای انجام کارهای خود دوست ندارم در این رابطه چه کنم؟ 
حل مشکلات نیازمند توانمندی برای گردآوری اطلاعات مرتبط است تا مشکل را درک کنید و آنگاه راه حلهای مناسب را بیابید .
هنگامی که پاسخها به این سادگی حاصل نشوند ، TRIZ شما را به برداشتن گامهای ضروری هدایت می کند .
اما همچنان شما نیاز دارید از ذهنتان بطور خلاق استفاده کنید :
بهترین تفکر " آزاد " نیز در TRIZ است؛ اما در یک چهارچوب معین برای تمرکز کردن در سودمند ترین زمینه های تفکر در زمان محدود.
آنچه ما یافته ایم آنست که حتی افراد خلاق به ایده های بهتری و بسیار بیشتری از طریق TRIZ می رسند .
به نظر می رسد که من باید ماه ها صرف یادگیری TRIZ کنم ، آیا درست است ؟ 
شما می توانید ظرف 5 روز تمام ابزارهای TRIZ را یاد بگیرید. بعد از آن شما باید براحتی آنرا تمرین کنید.
ابزارهای متفاوتی در TRIZ هست ، برخی از آنها را در زمان کوتاهی یاد می گیرید ، و از منافع آن می توانید بهره مند شوید .
از TRIZ کجاها استفاده می شود ؟ 
از TRIZ بطور گستردهای در آمریکا ، آسیا و اروپای شرقی استفاده می شود . در اروپای غربی نیز اخیرا استفاده می شود.
بسیاری از شرکتها ازآن بطور پنهانی استفاده می کنند و از آن بعنوان یک ابزار رقابتی بهره می گیرند تا تصویری از خود را بعنوان زیرک بودن حفظ کنند.
من مشکلی ندارم ، چرا باید از TRIZ استفاده کنم ؟ 
البته این سئوال به اندازه کافی عمیق بنظر نمی رسد ، TRIZ فقط برای حل مشکلات نیست؛ بلکه شامل مهارتهایی است که برای شرکت تان بطور شفاف بسیار ضروری و اثر بخش است.
TRIZ باعث بهبود سیستم های موجود از طریق کاهش هزینه ها و صدمات و افزایش منافع می شود.
TRIZ می تواند به شما کمک کند که چه می خواهید و چگونه به آن دست بیابید.
TRIZ می تواند به شما نشان دهد که بازار شما به کدام سمت می رود و چگونه می توانید به آنجا بروید قبل از اینکه رقبای شما برسند و به شما نشان خواهد داد که چگونه محصول فعلی تان را بهبود دهید ، و تشخیص دهید چه محصولات جدیدی وارد بازار می شوند و ممکن است محصول فعلی شما را منسوخ کند .
TRIZ می تواند به شما کمک کند تا از راه حلهایی که در ذهنتان هست پرده بردارید ، و راه حلهایی را که هرگز از طریق خودتان دست نمی یافتید بیابید.
TRIZ می تواند همه ما را برای خلاق و نوآور بودن آموزش دهد.
TRIZ می تواند به شما نشان دهد که کدام یک از میلیونها ایده تان ، بهترین است برای دنبال کردن .
آیا از TRIZ می توان برای حل هر مسئله ای استفاده کرد ؟ 
بلی ، بیشتر مسائل را !
Hands-On Logic for Inventive Problem Solving – 0. Prologue
(Six Sigma Innovation Team, Samsung Advanced Institute of Technology)
تیریز به عنوان یکی از روشهای موثر شناخته شده تا مفاهیم ابتکاری جهت بهبود سیستم های فنی را بدست بیاورد اما گلوگاه TRIZ کلاسیک ، ابهامات آن در فرآیند ، جهت فرموله بندی مدل مسئله از ابتدا می باشد. جهت حذف این مانع، بعد از ابزار تحلیل ارزشی Benchmarketing ، تیم SAIT TRIZ یک منطق ساده و پرقدرت را جهت تعریف مغایرت های فنی ، به وجود آورد، که این مغایرت فنی اجباری نامیده می شود. حتی در مراحل نامشخص ابتدایی پروژه ، این منطق به صورت ساده و پرقدرت برای محققانR&D جهت تحلیل مدل مساله و مفاهیم ابتکاری آن ، به اثبات رسیده است. این منطق جهت مقایسه با DFSS مرسوم طراحی شده و می تواند به عنوان یک زیر مدل از پروژه های ادراکی «طراحی برای شش سیگما» یا موضوعی از فعالیتهای مستقل به کار برده شود. ما قصد داریم یک سری از مقالات منطق TRIZ را به چاپ برسانیم، در ابتدا روش منطق ساده از فرموله سازی منطق فنی در این مقاله نشان داده شده است.
برا دریافت مقاله کلیک کنید : http://www.betsa.biz/betsa/26TRIZProblemSolving.htm
مقاله انگلیسی: http://www.betsaonline.com/tahghigh/triz/TRIZProblemSolving.pdf
این قوانین آشکار می سازند که ، در طول تکامل یک سیستم فنی ، بهبود هر قسمتی از سیستم که به اوج عملیات اساسی رسیده است ، به تضادی (مغایرت) با دیگر اجزا ، می رسد. این مغایرت به بهبودی شرطی از قطعات کمتر درگیر با کار منجر می شود. اسرار به این کار باعث بردن سیستم به حالت ایده آل خود می شود. درک این سیر تکاملی به ما اجازه می دهد که روش های آتی در بهبود سیستم های فنی را پیش بینی کنیم.
اين مقاله به مباحث زير مي پردازد:
1- اساس TRIZ (سيستم هاي فني ، سطوح نوآوری ، قوانين حالت ايده آل ، مغايرت ها ، سير تکاملي سيستم هاي فني ، مثالهايي در اين زمينه)
2- وسايل اصلي TRIZ (اصول اساسي ، استاندارد ها)
3- ARIZ ( الگوريتمي جهت حل مسائل ابتکاری) (که شامل 9 مرحله مي باشد)
براي دريافت متن ترجمه مقاله فوق مي توانيد آن را در فرم درخواست مطرح فرماييد.
http://www.betsa.biz/betsa/25introductionTRIZ.htm اینجا را کلیک کنید
مقاله انگلیسی: http://betsa.persiangig.com/sanaye/tahghigh/introductionTRIZ.pdf
مقدمه TRIZ:يک وسيله براي ايجاد و نوآوري
ابتدا شوروي تئوري حل مسأله ابتکاري و TRIZ را به وجود آورد و آن ها يک سري از وسايل، روش ها و استراتژي هايي که بالغ بر 1500 نفر - سال تحقیقات و مطالعه بیش از دو ميليون اختراعات موفق دنيا بر روی آن است را، دارند. با گرفتن عصاره اين کار، روش هايي به وجود آمد که دسترسي به آگاهي و تجربيات فکرهاي خلاق را قابل دستيابي نمود. هدف آن تکميل و اضافه نمودن ساختاري مناسب به خلق و ايجاد طبيعي و ذاتي ما انسان ها بوده، نسبت به اينکه، آن را چگونه جايگزين کنيم.
کلمات کليدي تحقيقات بر روي TRIZ اين ها هستند:
1- تمام ابتکارات از شمار کوچکي از اصول و استراتژي هاي ابتکاري استنتاج مي شود.
2- روند سير تکاملي تکنولوژي با شانس بالايي قابل پيش بيني هستند.
3- راه حل هاي قوي عناصر مضر يا ناخواسته يک سيستم را به منابع مفيد تبديل مي کند.
4- راه حل هاي قوي همچنين مغايرت ها را از بين مي برد.
براي دريافت متن ترجمه مقاله فوق مي توانيد آن را در فرم درخواست مطرح فرماييد.(اين مقاله 3 صفحه pdf مي باشد.) لینک زیررا کلیک کنید.
http://www.betsa.biz/betsa/53SystematicInnovationUsingTRIZ.htm
مطالعات امکان پذیری فنی (Technical feasibility) معمولاً بر مبنای اطلاعات صحیح انجام می پذیرد و باید شامل اطلاعات کافی باشد تا بتوان از طریق آنها ارزیابی مالی را انجام داد. بعبارت دیگر، امکان پذیری فنی تمایل بر شناخت تکنولوژی موجود در شرایط کاملاً روشن دارد. گاهی اوقات، نیازمند به تصمیم گیری در مورد عملکردهای آینده یک محصول یا محیط هستیم، که همیشه آشکار و بدیهی نیست. حدس زدن ممکن است یک راه مناسب باشد. اما سوال اینست که "چگونه"؟
وقتی هیچ اطلاعاتی در مورد چیزی نداریم معمولاً چه می کنیم؟ شروع می کنیم به فکر کردن. این امر ممکن است بطور گروهی انجام شود. به زبان فنی "توسعه تقاضای مشترک" (Joint Application Development) یا جلسه JAD معروف است. گاهی آنرا به طوفان فکری نیز تشبیه می کنند. هیچ اشتباهی در این روش مترقی خلاق نیست، تنها مشکلی که طوفان فکری دارد هیچ علامتی برای برداشتن گام بعدی در "محل تلاقی ایده های" آن نیست.
گزینه دیگر TRIZ است، که "تئوری حل مشکلات خلاق" و یا نوآوری نظام یافته معروف است. این روش بر یک مشی الگوریتمی صریح و محکم استوار است. TRIZ در حدود 60 سال پیش ابداع شد و هدف اولیه آن حل مشکلات مهندسی بود. در بین سایر الگوریتم ها، TRIZدر بر گیرنده چیزی است که به آن " روش های غلبه بر رخوت ذهنی" می گویند. آن روشها را که " اختصار – بسط" (reduction - extension)
یکی از آنهاست و در پایین آنرا توضیح خواهیم داد، بطور ویژه برای نگرش به مسئله از زوایای مختلف ابداع شده است. کاربرد واقعی اقتباس از حدود ده تا از این روشهاست، که هم ممکن است و هم توصیه می شود که همه آنها را هنگام مشاهده یک سیستم با هم ترکیب کنید. قبل از اینکه ادامه دهیم، اجازه دهید چند مثال را باهم در این زمینه مرور کنیم:
دو مریخ پیما اکنون دومین سال خود را بجای 90 روز کاری که قبلاً برنامه ریزی شده است آغاز کرده اند. چندین نرم افزار در این مدت به روز شده اند. این امر مستلزم "حوصله" و "مجال" برای ارسال تصاویری از مناظر سیاره سرخ است، لذا می توانیم مریخ پیما ها را بعنوان ادیتورهای تصاویر کنترلی فرض کنیم با یک سرعت اتصال بسیار پایین برای کاربر نهایی.
نرم افزارهای ماکروسافت ابتدا برای مصرف تک نفره طراحی شده بودند. در گذشته، نویسندگان محتوای کتاب خود را ابتدا می نوشتند و بعد آنرا به یک ویراستار برای ویرایش می دادند. هیچکس انتظار نداشت که نسل جدید کامپیوتر به شما این اجازه را بدهد که متن شما را همزمان چند نفر مشاهده و تجدید نظر کنند. اما امروز ما می توانیم. ما همچنین اکنون قادریم تا صفحه نمایش (desktop) خود را با یک گروه به اشتراک بگذاریم و همچنین از چند مانیتور همزمان برای ارسال کارکردهای خودمان به یک کارگاه دوردست استفاده کنیم.
به عبارت دیگر، نرم افزارها بیش تر از مورد انتظار کار می کنند، تعداد استفاده کنندگان بطور متناقضی در مقابل انتظارات اولیه در حال رشد هستند، افزایش میزان اطلاعات بین کاربردهای دوردست سرعت اتصال را در تمام اوقات پشت سر می گذارد. نمونه این مثال ها بیشمار است. چنانچه اینگونه خصوصیات تحقیق و کشف نمی شد؛ هزینه ها برای یک شرکت نرم افزاری چقدر می شد ؟ در بیشتر موارد بازسازی (refactoring) می توانست چاره کار باشد. امکان پذیری فنی (technical feasibility) چگونه می تواند در اینجا تجزیه و تحلیل کند؟
چگونه کار می کند؟
مهندسان مسائل مشابه ای را از قرن 19 تا کنون حل نموده اند. ما می توانیم ایده مشابه آنها را در صنعت تکنولوژی اطلاعات (IT) بکار بگیریم ، فرایند کار خیلی ساده است، 5 تا 10 پارامتر مهم و اصلی یک سیستم را انتخاب کنید، یک ماتریس ترسیم کنید، مقادیر صفر را برای این پارامترها در یک طرف ماتریس و مقادیر بینهایت را در طرف دیگر قرار دهید. این گام اول است. برای مثال، تعداد کاربر، میزان اطلاعات، سرعت اتصال، زمان واکنش و طول عمر معمولاً پارامترهای مهم هستند. یک طرف ماتریس با صفر پر می شود یعنی هیچ استفاده کننده، هیچ اطلاعات، هیچ اتصال، هیچ بازخوردی از سیستم و اصلاح مدام ( یعنی سیستم هیچ عمری نداشته باشد و مدام تغییر کند). در محور دیگر مقادیر بینهایت را بگذارید. سوال این است که "بینهایت" چقدر است؟ هر چه عدد بیشتر باشد بهتر است. اگر تعداد استفاده کنندگان 100 نفر پیش بینی می شود، آنرا یک میلیون در نظر بگیرید. اگر مقدار اطلاعات مورد انتظار چند کیلوبایت هست آنرا یک گیگا بایت در نظر بگیرید.
پارامترهای منتخب صحیح را می توان بطور مجزا استفاده کرد. در مثال فرضی ما، عدد صفر برای استفاده کننده ( اپراتور) و یک گیگا بایت اطلاعات، نوعی از یک سیستم جاسازی شده (embedded system) است. برعکس، یک میلیون کاربر و اطلاعات ذخیره شده صفر،ممکن است بطور نمونه بازی های ماکرو مدیا فلش آنلاین را ذکر کرد.
وقتی همه چیز انجام شد موقع انتخاب هر سلول و آنالیز پارامترهاست که چگونه بر سیستم اثر گذار هستند. اکنون ما آماده ایم تا گام دوم را برداریم. اجازه دهید فرض کنیم که سیستم مورد نظر ما یک پردازشگر (word processor) است. سعی کنید یک پارامتر تکی با مقادیر مختلف برای آن استفاده کنید: مانند پردازشگر بدون کاربر، پردازشگر با بینهایت کاربر, پردازشگر با ذخیره اطلاعات صفر در اثر کار کاربر،و پردازشگر با چندین فایل 1 گیگابایتی ذخیره شده توسط یک کاربر. گام سوم استفاده بیشتر از یک پارامتر است؛ مانند تعداد کابران زیاد که با یک پردازشگر کار می کنند، فرض کنید زمان عکس العمل یا واکنش پردازشگر یک ماه باشد، و طول عمر این ویرایش پردازشگر بیش از یک دهه است. گام چهارم انتخاب و تجزیه و تحلیل واقعیترین سناریوهاست.
تا اینجا جالب به نظر می آید، اما دو تا دام در آنست. نتایج بطور تنگاتنگ به پارامتر ها وابسته هستند. اگر چیز مهمی چشم پوشی شده باشد، تحلیگر متوجه نخواهد شد. لذا، تفسیر نتایج نباید به تنهایی انجام پذیرد، سیستم های میکرو (micro) و ماکرو (macro) باید مورد توجه قرار گیرند. در واقع، برخی نتایج ممکن است به راه حل های نوآورانه مربوط شوند که در طی تولید ایده های ساده ممکن است کشف نشوند.
تجزیه و تحلیل
چهار مرحله ی مدل سازی را برای چهار مدل اصلی به کار ببرید.
1. شناسایی اجزاء
وظیفه ی این سیستم شکستن تکه سنگ است.
کارکرد = شکستن سنگ
سنگ = S1
چکش = S2 ( یا ابزار)
2. ساختن مدل
سیستم ناقص
اگر در سیستم فقط یک سنگ موجود باشد، نخواهد شکست و در نتیجه مدل ناقص خواهد بود. همچنین اگر در مدل فقط یک سنگ و یک چکش موجود باشد، باز مدل هم مدل ناقص خواهد بود. همچنین اگر در مدل فقط یک سنگ و یک چکش موجود باشد، باز هم مدل ناقص خواهد بود.به همین ترتیب اگر در مدل فقط مقداری " اثر" ( گذانش) و یک تکه سنگ موجود باشد، مانند دو حالت قبل مدل ناقص است.
در این مدل های ناقص نتیجه ی مطلوب اتفاق نمی افتد. با تکمیل سیستم، کارکرد سودمندامکان پذیر می شود. چکش بادی یک سیستم کامل است که در آن با استفاده از یک چکش، بر تکه سنگ نیروی ضربه ای مکانیکی وارد می شود. مدل ناقص با اعمال اثر مکانیکی (FMe) از طریق چکش (S2) بر تکه سنگ (S1)، کامل می شود. در این مرحله عملکرد سیستم مورد بررسی قرار نمی گیرد.
به محض آن که سیستم کامل تعریف شد، می توان عملکر آن را تجزیه و تحلیل کرد عملکرد ارزیابی نشده، با یک خط ساده ی خاکستری نشان داده شده است. ارزیابی عملکرد یک سیستم کامل، سه نتیجه ی ممکن خواهد داشت.
1. سیستم کامل و اثر بخش باشد.
اگر سیستم نتیجه مطلوب را فراهم کند، تجزیه و تحلیل کامل است.
اگر سیستم نتیجه مطلوب را فراهم کند، خطمرتبط بین (S2) و (S1) یک پیکان پر رنگ خواهد بود.
2. یک نتیجه ی زیان بار اتفاق بیفتد.
76 راه حل استاندارد را بررسی کنید.
3. نتایج بی اثر باشند.
76 راه حل استاندارد را بررسی کنید.
3- توجهیه 76 راه حل استاندارد به منظور دستیابی به راه حل های مطلوب
بسته به کاربرد، ممکن است با جایگزینی S3 با S2 و یا استفاده از یک اثر دیگر، بتوان سیستم جدیدی ایجاد کرد. مثلاً در مثال قبل، S2 می تواند یک گیره ی آهنگری باشد ولی نیروی مکانیکی توسط یک انسان ایجاد شود. سیستم های کامل زیان بار در زیر مجموعه ی 1-2 از 76 راه حل استاندارد تشریح شده اند.
4- ایجاد و توسعه ی یک مفهوم جدید برای پشتیبانی از راه حل های مناسب
تغییرات ساختاری که در مرحله ی 3 شناخته شدند، ما را در جستجوی وسیله ای برای پشتیبانی از تغییر هدایت می کنند. به دلیل آن که تغییرات ایجاد شده فقط بر مبنای شکل اصلی مسئله هستند، راهنمایی های برای جستجوی راه حل های طراحی ارائه شده است. هر چند که ممکن است بعضی از این راهنمایی ها مفید نباشند، ولی باید توجه داشت که کارکرد اصلی مدل، خلق مفاهیم کلی است. وظیفه ی چالش بر انگیز، تهیه جزئیات بیشتر برای مفهوم کلی می باشد. دیگر ابزارهای TRIZ نیز می توانند در پشتیبانی از این جستجو مورد استفاده قرار بگیرند. جستجوی منابع درون سیستم، کم هزینه ترین شروع خواهد بود.
سیستم کامل زیان بار
برای بهره گیری از راه حل های استاندارد می توان از دو روش معرفی یک شیء یا اثز دیگر استفاده کرد. این شناخت از بررسی اشیاء یا اثرهای مختلف به دست می آید.
در مثال قبل پرتاب تکه های سنگ، یک نتیجه ی زیان بار است. برای حذف این نتیجه می توان از یک سرپوش فلزی یا شیکه ی سیمی که سنگ را می پوشاند، به عنوان شیء اضافه شده، استفاده کرد. باید هنگام افزودن یک اثر به سیستم، تمام اثرهای در دسترس را مد نظر قرار داد. برای مثال اگر تکه سنگ مقداری رطوبت داشته باشد، می توان از یخ زدن (FTh) به عنوان یک اثر دیگر استفاده کرد، زیرا یخ زدن رطوبت باعث انبساط آن شده، در سنگ ترک هایی ایجاد می کند. اگر در این مثال گذشت زمان عامل مهمی نباشد و زمستان منطقه نیز بسیار سرد باشد، می تواند برای اضافه نشدن هزینه، پروژه را تا زمستان به تاخیر انداخت. به تدریج که ترک ها گسترش یافتند و تکه های سنگ از هم جدا شدند، می توان با استفاده از چکش، سنگ را خرد کرد. در این حالت می توان گفت که یک " اثر عالی" (Super effect) به دست آمده، زیرا مقدار مکانیکی کمتری برای ایجاد کارکرد مطلوب استفاده شده است.
3- توجهیه 76 راه حل استاندارد به منظور دستیابی به راه حل های مطلوب
بسته به کاربرد ممکن است با جایگزینی S2 با S3 و یا استفاده از یک "اثر" دیگر بتوان سیستم جدیدی ایجاد کرد. سیستم های کامل بی اثر در زیر گروه های 1-1 از مجموعه 76 راه حل استاندارد،گنجانده شده اند.
3- توجهیه 76 راه حل استاندارد به منظور دستیابی به راه حل های مطلوب
بسته به کاربرد ممکن است با جایگزینی S3 با S2 و یا استفاده از یک "اثر" دیگر بتوان سیستم جدیدی ایجاد کرد. مثال این مورد یک گیره ی آهنگری است. در این مثال هنوز هم از نیروی مکانیکی استفاده می شود ولی ایجاد کننده ی این نیرو، انسان می باشد.
سیستم های کامل بی اثر در زیر گروه های 1-1 و 1-1-2 از مجموعه 76 راه حل استاندارد،گنجانده شده اند.
4- ایجاد و توسعه ی یک مفهوم جدید برای پشتیبانی از راه حل های مناسب
ممکن است سیستم شکستن سنگ، یک سیستم کامل ولی بی اثر باشد.
به عبارتی،کارایی یا اثربخشی آن مطلوب نباشد. در این حالت می توان شیء
عوض کرد؛ یعنی به جای چکش با سر اصلی، از یک چکش با سر سنگ شکن
استفاده کرد.
در این مثال، یک روش برای تغییر شیء و اثر این است که از یک اثر گرمایی
آتشین که منبع آن گازی می باشد - (FTh) و مقداری آب (S3) برای تولید بخار آب
استفاده کنیم.
در این وضعیت تغییر سریع دما ممکن است موجب شکستن سنگ می شود.
همچنین اثر اضافه شده برای شکننده کردن سنگ (S1) می تواند شیمیایی
(FCh) باشد.
برای اضافه کردن یک شیء و یک اثر دیگر می توان قلم (S3) را بین چکش و سنگ قرار داد. اکنون دو سیستم با سه جزء وجود دارد. فشار هوا (FMe1) بر چکش (S2) عمل می کند و انرژی به قلم (S3) منتقل می شود. به این ترتیب چکش، انرژی (FMe2) را برای قلم (S3) فراهم می کند و قلم نیز انرژی را به سنگ (S1) منتقل می کند.
وسوسه رسیدن سریع به پاسخ در طوفان فکری آنقدر قوی است که اغلب از راه حل های برمبنای تقاضا صرف نظر می شود، لذا این مقاله در صدد رفع این نقیصه ی طوفان فکری است .(توضیح مترجم) یک سیستم می باشد.
تجزیه و تحلیل شیء – اثر
(Su-Field Analysis)
مدل شیء- اثر (Substance-Field (Su-field) Model)
تجزیه و تحلیل شیء- اثر یکی از ابزارهای تحلیلی TRIZ برای مدل سازی مسائل مرتبط با سیستم های فنی موجود است. هر سیستمی برای انجام تعدادی کارکرد ساخته شده است. کارکرد مطلوب و دلخواه« خروجی یک شیء یا ماده (S1) است که از شیء دیگر (S2) و با کمک بعضی وسایل (F) – مثلاً انواع انرژی – به دست می آید. اصطلاح عمومی "شیء" در ادبیات کلاسیک TRIZ، برای رجوع به بعضی اشیاء به کار می رفت. این اشیاء چیزهایی کوچک و یا سیستم هایی پیچیده بودند.عمل یا شیوه های انجام عمل، "اثر" نامیده می شوند. تجزیه و تحلیل شیء – اثر مدلی ساده و سودمند برای بررسی و مطالعه ی ایده های متفاوت الهام شده ی مبتنی بر دانش ارئه میدهد.
ساده ترین مدل شیئ - اثر دارای سه جزء زیر است:
يك شييء (S1) : بيانگر يك جسم است كه بايد به يك طريقي تغيير و يا
تحت تاثير قرار گيرد
يك ابزار(S2) : بيانگر يك وسيله است كه (S1) را تحت تاثير قرار مي دهد
انرژي(F) : بيانگر اثر بين (S1) و (S2)
مثال 1: شكاندن سنك با چكش
S1 - سنگ (شييء)
S2 - چكش (ابزار)
F - شكاندن ( اثر مكانيكي)
مثال 2: تميز كردن فرش با جارو برقي
S1 - فرش (شييء)
S2 - جارو برقي (ابزار)
F - تميز كردن ( اثر مكانيكي)
مثال 3: رنگ كردن ديوار توسط يك شخص
S1 - ديوار (شييء)
S2 - شخص (ابزار)
F – رنگ كردن ( اثر شيميايي)
تجزیه و تحلیل شیء- اثر نخستین بار برای تشریح مسائل به کار گرفته شد. این ابزار به خصوص برای مواقعی که مسئله به خوبی تدوین و فرموله شده باشد – مثل مسایلی که توسط روش فرموله بندی مئله توسعه یافته اند- کاربرد دارد. اشخاصی که کار با TRIZ را آغاز می کنند، مدل ها را ابزار مناسبی برای ارائه و مطالعه ی " راه حل های استاندار"(Standard Solutions) می یابند.همچنین این ابزار تحلیلی به دانش فنی گسترده تری (اطلاعاتی در مورد نحوه ی عملکرد اثرات فیزیکی) نسبت به دیگر ابزارهای TRIZ نیاز دارد.
این ابزار تحلیلی برای تمرکز بر موضوعی مشخص به کار می رود. باید در نظر داشت که تجزیه و تحلیل شیء – اثر همان طور که برای تجزیه و تحلیل سطوح سازنده ی یک شیء به کار می رود، برای تجزیه و تحلیل یک سیستم نیز مورد استفاده قرار می گیر. در حقیقت کاربرد آن در ارتباطات بین دو شیء متجلی می گردد. همچنین در سیستم های پیچیده می توان برای تمامی زیر سیستم ها یک مدل شیء – اثر تعریف کرد. برای یک سیستم فنی در حال کار، دو شیء-اثر تعریف کرد. برای یک سیستم فنی در حال کار، دو شیء و یک اثر لازم و کافی امی باشند. همان گونه که در ریاضیات سه گوشه ساده ترین شکل هندسی است، در عرصه فن آوری هم سه گوشه ای از دو شیء و یک اثر، ساده ترین سیستم ممکن را می سازد.
در تجزیه و تحلیل شیء-اثر چهار مدل اصلی وجود دارد:
1- سیستم کامل اثربخش
2- سیستم ناقص(به تکامل یا یک سیستم جدید نیاز دارد.)
3- سیستم کامل بی اثر (برای ایجاد اثر مطلوب به بهبود نیاز دارد.)
4- سیستم کامل زیان بار ( به حذف اثر منفی نیاز دارد.)
اگر در سیستم موجود مشکلی وجود دارد و یکی از سه جزء سیستم حذف شده باشد، روش تجزیه و تحلیل شیء-اثر محلی را که مدل در آنجا به تکامل نیاز دارد، نشان می دهد. همچنین، راهنمایی هایی را برای تفکر ابتکاری ارائه می دهد.
اگر مسئله ای ابتکاری وجود دارد و سیستم هر سه جزء اصلی را دارا می باشد، روش تجزیه و تحلیل شیء- اثر می تواند برای اصلاح سیستم و به منظور عملکرد بهتر آن، روش هایی را پیشنهاد دهد. این کار مخصوصاً هنگامی که تغییرات اساسی در طراحی امکان پذیر است، موثر می باشد. بر اساس تقکرِ قیلسیِ TRIZ یک سیستم فنی سه جانبه باید مجموعه ی قوانین مخصوص به خود و در محدوده ی هندسه ی حل مسئله را دارا باشد. این قوانین اساسی و مجموعه ی قوانین اساسی و مجموعه ی 76 راه حل استاندارد، ما را قادر می سازند که بتوانیم برای تجزیه و تحلیل شیء-اثر ساختارهای ساده را سریعتر مدل سازی کنیم.
ساختن یک مدل
اثر- که معمولاً در قالب یکی از انواع انرژی ظاهر می شود- برای تضمین نتیجه ای خاص نیرو، انرژی یا عکس العمل ایجاد می کند. واژه ی "اثر" در مفهومی وسیع مورد استفاده قرار می گیرد که اثرات فیزیکی چون الکترومغناطیس، گرانش، واکنش هسته ای قوی و هسته ای ضعیف یا اثراتی دیگر مانند گرمایی، شیمیایی، مکانیکی، شنوایی، نورانی و ... را شامل می شود.
شیء می تواند سیستمی کامل، یک زیر سیستم و یا جسمی تنها و مستقل باشد. همچنین می تواند در قالب ابزار و یا موادی متفاوت دسته بندی شود. یک مدل کامل مجمعه ای است از دو شیء و یک اثر. مسئله ی ابتکاری برای نشان دادن ارتباطات بین دو شیء و یک اثر، مدل سازی می شود. سیستم های پیچیده می توانند توسط مدل های شیء-اثرچندگانه و متصل به هم مدل سازی شوند.
برای ساختن یک مدل شیء- اثر باید چهار مرحله ی زیر را طی کرد.
1.شناسایی اجزاء
اثر یا بر هر دو شیء اعمال می شود یا در درون دوم (S2) و به عنوان یک سیستم می باشد.
2. ساختن مدل
پس از انجام کامل این دو مرحله، کمی درنگ کنید تا کمال و اثربخشی سیستم را ارزیابی کنید. اگر بعضی اجزاء کم یا ناقص بودند، برای شناسایی آنها تلاش کنید.
3.توجه به 76 راه حل استاندارد به منظور دستیابی به راه حل های مطلوب
4- ایجاد و توسعه ی یک مفهوم جدیدی برای پشتیبانی از راه حل های مناسب
با انجام مرحله های 3و 4، فعالیت مزبور به سوی دیگر ابزارهای مبتنی بر دانش تغییر مسیر می دهد.
نمودار شکل 2 نحوه ی به کارگیری این ابزار TRIZ برای حل مسئله را نشان می دهد. در این نمودار می توان تناوبی ثابت را بین ابزار تحلیلی و ابزارِ مبتنی بر دانش مشاهده کرد. در مرحله های 1 و 2، تا قسمت تکمیل مدل، یک فرایند چرخه ای دیده می شود. راه حل های استاندارد در قدم 3 باعث ایجاد پیشرفت هایی در تفکر می شوند. ساختارهای جایگزین برای سیستم تکمیل شده، مورد بررسی قرار می گیرند. با استفاده از ابزارهای مبتنی بر دانش، جایگزین هایی برای اجزای اصلی تشکیل دهنده ی هر ساختار بررسی می شوند.
روش تجزیه و تحلیل شیء-اثر نخستین بار در حدود سال های 1974-1977 ابداع شد. در مورد این چهار مدل ارائه شده است. هر چرخه ی بهبود باعث افزایش تعداد مدل ها و گزینه های در دسترس می شود. در حال حاضر، 76 راه حل استاندارد وجود دارد که همه ی این راه حل ها، بهبود یافته و اصلاح شده ی راه حل های اصلی هستند.
اصطلاحات مدل
شناسایی شیئ ها ( S1 و (S2 به کاربرد آنها بستگی دارد. شیء می تواند ماده، ابزار، قطعه، شخص و یا یک محیط باشد. S1 دریافت کننده ی عملکرد سیستم می باشد. S2 وسیله ای است که با استفاده از بعضی منابع انرژی بر S1تاثیر گذار است.
منبع انرژی یا اثر (F) که بر شیء موثر است، معمولاً یکی از انواع زیر است:
- مکانیکی : (Me)
- گرمایی : (Th)
- شیمیایی : (Ch)
- الکترونیکی : (E)
- مغناطیسی : (M)
- گرانشی : (G)
حروف مخفف مرتبط با اثر بکار گرفته شده، در مدل شیء- اثر سیستم های متفاوت مورد استفاده قرار می گیرند. ارتباطات بین اجزاء مدل شیء- اثر، با پنج نوع خط رابط مختلف نشان داده می شود. این خطوط در شکل 3 مشخص شده اند.
در سیستم شکل 4 یک چکش هیدرولیکی وجود دارد که می تواند با استفاده از قدرت ضربه ی هوای فشرده حرکت کند. همچنین یک تکه سنگ نیز وجود دارد. اگر فشار هوا حذف شود و یا چکش با سنگ تماس نداشته باشد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
روش موفقیت آمیز اجزای مسئله (SIL)
Succesive Integeration of problem Elements (SIL)
این روش به وسیله هلموت اشلیکسوپ از موسسه باتل ابداع گردید. در این روش عناصرجلسات آزاد و روابط اجباری بطور فزاینده ترکیب می شوند تا اینکه گروه به راه حل نهایی موردتوافق دست یابد. توفان فکری عبارت است از بیان تفکرهای متنوع ، درحالی که روش SIL کتبی بوده و تفکر "چه متنوع و چه مشابه " اصل است.
طوفان فکری الکترونیک (Electronic brainstorming)
طوفان فکری الکترونیک را می توان از طریق ایمیل انجام داد. مدیر یا تسهیل کننده سوالی را برای اعضای گروه می فرستد و آنها بطور منفرد ایده های خودشان را برای مدیر ارسال می کنند. مدیر نیز لیستی از ایده های اعضاء تهیه می کند و مجدداً برای آنها برای دریافت ایده های تکمیلی ارسال می کند.
طوفان فکری الکترونیکی بسیاری از مشکلات طوفان فکری معمولی مانند ارزیابی ایده ها بطور همزمان که مانع تولید ایده ها می شود را ندارد. یکی دیگر از محاسن طوفان فکری الکترونیکی آنست که ایده های ارائه شده را بدون تغییر به همان شکل اولیه خود می توان آرشیو کرد تا مورد ارزیابی آتی مورد استفاده قرار گیرند. در طوفان فکری الکترونیکی می توان از گروه بیشتری نسبت به طوفان فکری معمولی بهرمند شد.
تشابه تکنیک طوفان فکری با تمثیل فیل در تاریکی
داستان مشهوریه که مولوی در مثنوی آورده : چند نفر میخواستند در تاریکی فیلی را بشناسند و لی چون دیدنش ممکن نبود سعی کردن با دست زدن به فیل آنرا بشناسند….بعداً که شناخت ها شان را با هم مقایسه کردند ، هر کدام دیگری را تکذیب کرد….. اولی به خرطوم فیل دست کشید ؛ تصور کرد فیل ناودان است ! ... دومی به گوشش دست کشید و فیل را مانند بادبزن تصور کرد ! ... سومی به پاهاش دست کشید و فیل را ستونی انگاشت !...و چهارمی به دم فیل دست کشید و تصویری دیگر ساخت و هیچکدام نظر دیگری را قبول نداشت….در نهایت مولوی می گوید اگر شمعی در دستشان بود این اختلاف هم نبود.
پیل اندر خانه ای تاریک بود عرضه را آورده بودندش هنود
از برای دیدنش مردم بسی اندر ان ظلمت همی شد هر کسی
دیدنش چون با چشم ممکن نبود اندر آن تاریکی اش کف می بسود
آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد گفت همچون ناودانست این نهاد
آن یکی را دست بر گوشش رسید ان بر او چون بادبیزن شد پدید
آن یکی را کف چو بر پایش بسود گفت شکل پیل دیدم چون عمود
.
.
همچنین هر یک به جزوی که رسید فهم آن می کرد هر جا می شنید
از نظر گه گفتشان شد مختلف ان یکی دالش لقب داد این الف
در کف هر کس اگر شمعی بدی اختلاف از گفتشان بیرون شدی
تشابه این تمثیل با تکنیک طوفان فکری:
تکنیک طوفان فکری هم مانند تمثیل فیل در مثنوی مولوی است که هر کسی با نگاه خود و سواد و اطلاعات خود مسئله را می بیند و تفسیر می کند و اصرار بر نظر خودش دارد ،غافل از اینکه فقط خرطوم مسئله را دیده و در آخر همه به یک خرد جمعی و اتفاق نظر می رسند. به چند نکته از این تشابه به شرح ذیل می پردازیم:
1- در این تمثیل دامنه تعریف فیل درست به اندازه دامنه و نقاطی بود که کف دست لمس می کرد. مانند برداشت های جزیی هر فرد از گروه حل مسئله در تکنیک طوفان فکری که هر کدام یک بخشی از مسئله را بر اساس دانش و اطلاعات فردی خودشان متوجه می شوند و اظهار نظر می کنند.
2- تاریکی در داستان فیل مولوی مصداق ابهام و روشن نبودن صورت مسئله در ابتدای جلسه طوفان فکری است که هنوز ابعاد مسئله برای همگان معلوم نیست و بخاطر روشن شدن آن دور هم جمع شده اند تا با اعلام نظر هاشان ( با دست زدن به قسمت های مختلف این فیل، مسئله را با درک مشترک احساس نمایند.)
3- در تکنیک طوفان فکری استقبال از ایدههای غیرمعمول و اجتناب از انتقاد از نظرات افراد جزو قاعده های اصلی این تکنیک است زیرا هر کس فقط یک قطعه از این پازل بزرگ را در دست دارد و تنها آنچه را که درک می کند، می بیند و هوشیارانه یا نا هوشیارانه!!. آنکه دست بر گوش فیل دارد اگر غیر بادبیزن بگوید خطا گفته است.آنکه بر پای فیل دست می کشد اگر غیر ستون ببیند خطا دیده است.
4- در این تمثیل افراد آنقدر در اتاق تاریک می مانند تا روز می شود و همه متوجه می شوند که آنها یک فیل را لمس کرده اند. روز نشانه روشن شدن مسئله و ابعاد آن است که بر اساس یک خرد جمعی در طوفان فکری حاصل می شود و از ترکیب و بهبود ایدهها که از قاعده های اصلی تکنیک طوفان فکری است بدست می آید.
5- یکی از دلایلی که هر گونه اضهار نظر حتی بظاهر مسخره در اینگونه جلسات آزاد است بخاطر این است که علیرغم اظهارنظر های متفاوت و بظاهر متناقض پر از درستی و صداقت در دید افراد وجود دارد که هرکس یک بعد از قضیه را می بیند و تنها گوشه ای از واقعیت مسئله را لمس می کند و این یک امر طبیعی است که تشابه ای بین خرطوم با گوش فیل وجود ندارد و ممکن است یک اظهار نظر برای فرد دیگری مسخره بنظر برسد البته این نقصان گریبانگیر بسیاری از مفاهیم کیفی است که باید آنر با درایت تحمل کرد تا مسئله کاملاً روشن شود.
داستان فیل در تاریکی را ثنایی بگونه دیگری بیان می کند بطوری که بجای خانه تاریک افرادی که فیل را لمس می کنند نابینا هستند و یک نفر به اظهار نظر های به ظاهر مسخره آنها که متفاوت بوده است گوش می دهد و از جمعبندی نظرات آنها متوجه می شود که آنها یک فیل را لمس کرده اند.
اخیراً برای این داستان شیرین و پرمعنی که نشانگر نوعی تفکر سیستمی است کتابی توسط خانم فرشته گل محمدی در دست چاپ است که بنده یکی از داوطلبان خرید این کتاب ارزنده هستم چنانچه شما هم مایل به خرید آن باشید می توانید به سایت ذیل مراجعه و برای خرید اقدام نمایید:
http://www.adinebook.com/gp/product/964369075X/481-1671348-8784760
|
نام کتاب : فیل در خانه تاریک: حکایتی از مثنوی مولوی با نسخه هایی از غزالی، سنایی و ابوحیان توحیدی خرداد، 1386 |
یک تشبیه دیگر برای تکنیک طوفان فکری به چراغ راهنمایی:
می گویند روش کار با تکنیک طوفان فکری مانند عملکرد یک چراغ راهنمایی است که همیشه برای هر نوع ایده حتی ایده هایی که بنظر ساده و پیش پا افتاده و مسخره می باشند سبز است و حرکت و عبور خودرو ها (ارائه ایده ها) با سرعت مانعی ندارد.
در مرحله ارزیابی ایده ها چراغ احتیاط زرد را باید روشن کرد تا هر ایده ای را نپذریم و سرعت در این مرحله کند می شود.
چراغ قرمز موقعی روشن می شود تا فرصت بررسی و پذیرش ایده های مطلوب با فرصت و فراغت بیشتر میسر گرددو هر ایده ای مورد پذیرش قرار نمی گیرد و تعداد انکی از ایده های ارائه شده مورد پذیرش قرار می گیرند.
باید دقت کرد که هرگز چراغ زرد یا قرمز در اول جلسه طوفان فکری نباید روشن شود و الا سرعت ایده پردازی کم می شود و افراد راغب به ارائه ایده های خود نخواهند شد.
طوفان فکری (Brainstorming)یک روش برای برانگیختن خلاقیت در یک گروه است که برای تولید تعداد زیادی ایده در مورد یک مسأله به کار میرود.
طوفان فكری یكی از شناخته شده ترین شیوه های برگزاری جلسات همفكری و مشاوره بوده و كاربرد جهانی دارد. این روش دارای مزایا و ویژگی هایی منحصر به فرد است. در واقع بسیاری از تكنیك های دیگر منشعب از این روش است.
اسامی رایج دیگر برای طوفان فکری : سیال سازی ذهن، بارش فکری، بارش مغزی و طوفان مغزی
Alex Faickney Osborn
این روش توسط الکس اسبورن در سال 19۳۰ معرفی و عمومی گردید.
قواعد طوفان فكری
اسبورن عنوان مي دارد: «پيشنهاد ايجاد شده در ذهن يك فرد عادی در گروه ، 2 برابر پيشنهاد ايجاد شده در حالت انفرادی است.» در صورتی كه قواعد و مقرّرات مشخصی براي جلسات طوفان فكری در نظر گرفته و رعايت گردد، اين روش بسيار كار آمد تر خواهد شد. طوفان فكری بر دو اصل و چهار قاعده اساسی استوار است.
اصل اول مبتنی بر تنوّع نظرات است. تنوّع نظرات آن بخشی از مغز را كه به خلاقيّت مربوط است فعال تر ميكند تا بر تفكّر قضاوتی خود فائق آيد. تفكّر قضاوتی در واقع به معنی ارزيابی ها و نظرات تكميلی نسبت به مطلبی مطرح شده است. بدين منظور بعد از جمع آوری تمامی پيشنهادات بررسی و ارزيابی آن ها صورت ميگيرد.
اصل دوم - كميت ، فزاينده كيفيت است. يعنی هر چه تعداد پيشنهادات بيشتر شود ، احتمال رسيدن به يك راه حل بهتر افزايش مي يابد.
چهار قاعده اساسي طوفان فكري:
تمرکز بر کمیت (Focus on quantity)
هرچه تعداد ایدههایی که تولید میشوند بیشتر باشد، احتمال دست یافتن به یک راهحل اساسی و اثربخش بیشتر است و احتمال وجود پيشنهادات مفيد و كارسازتر در بين آنها بيشتر ميشود. موفّقيّت اجراي روش طوفان فكري با تعداد پيشنهادات مطرح شده در جلسه رابطه مستقيم دارد. در اين روش اين گونه عنوان ميشود كه هر چه تعداد پيشنهاد بيشتر باشد، احتمال وجود طرح پيشنهاد كيفي بيشتر است.
اجتناب از انتقاد (No criticism)
اگر در مواجههی اولیه با یک ایده، به جای انتقاد از آن، به توسعه و بهبود آن فکر کنیم، یک جو مناسب برای تولید ایدههای غیرمعمول فراهم میشود.
اين مهمترين قاعده است و لازم است تمام اعضا به آن توّجه كرده و بررسي و ارزيابي پيشنهاد را به آخر جلسه موكول كنند. ضمن اينكه ملاحظه تبعيض آميز پيشنهادات نيز ممنوع است.
استقبال از ایدههای غیرمعمول (Unusual ideas are welcome)
ممکن است ایدههای غیرمعمول رویکردهای جدیدی را به مسأله فراهم کنند و منجر به راهحلهای بهتری نسبت به ایدههای معمول شوند.
اين قاعده براي جرأت بخشيدن به شركت كنندگان براي ارائه پيشنهاداتي است كه به ذهن آنها خطور ميكند . به عبارت ديگر در يك جلسه طوفان فكري تمام اعضا بايد جسارت و شهامت اظهار نظر را پيدا كرده باشند و بدون آنكه ترسي از ارزيابي و بعضاً انتقاد مستقيم داشته باشند؛ بتوانند پيشنهاد و نظر خود را بيان كنند. هرچه پيشنهادات جسورانه تر باشد، نشان دهنده اجراي موفّق تر جلسه است.
ترکیب و بهبود ایدهها (Combine and improve ideas)
میتوان با ترکیب دو ایدهی خوب، به ایدهای بهتر رسید که از هر دو ایدهی قبلی کاملتر باشد.
رعایت این قواعد، منجر به همافزایی در گروه میشود که نهایتاً باعث بروز خلاقیت در اعضای گروه میشود. بر این اساس، محدودیتی برای مطرح کردن ایدهها وجود نخواهد داشت و طی یک فرآیند طبیعی و بدون دخالت بیرونی، جمع مستمراً به ایدههای بهتر دست خواهد یافت.
اعضا ميتوانند علاوه بر ارائه پيشنهاد ، نسبت به بهبود پيشنهاد خود اقدام كنند.. روش طوفان فكري اين امكان را به اعضا ميدهد كه پس از شنيدن پيشنهادات ديگران پيشنهاد اوليه بهبود داده شود. آنها همچنين ميتوانند پيشنهاد خود را با چند پيشنهاد تلفيق كرده و پيشنهاد بهتر و كاملتري را به دست آورند.
اهداف روش طوفان فکری : ایده سازی - ایده یابی – راه حل یابی
مراحل روش طوفان فکری :
1 ) خلاقیت و تولید اندیشه :
الف – آماده سازی اعضاء ( از قوانین )
ب – ارائه مسأله یا فعالیت ( در صورت لزوم اطلاعات جانبی نیز داده می شود که اعضاء با موضوع ، بیشتر درگیر شوند) .
ج - ارائه نظریات به صورت چرخشی و نوبتی
د - ثبت تمامی نظریات و اندیشه ها ( اعم از درست یا نادرست )
2 ) قضاوت و ارزشیابی :
در این مرحله نظریات و اندیشه ها پالایش و جمع بندی می گردد و نظریات مشابه و نامناسب حذف می گردند.
از مزایای اصلیای که طرفداران این روش برای آن ذکر میکنند تقویت روحیهی کار گروهیست، و انتقاد عمدهای که به آن وارد میشود وقتگیر بودنش است.
تركيب اعضاي گروه طوفان فكري
در هر جلسه طوفان فكري لازم است افراد ذيل حضور داشته باشند: رئيس جلسه، دبير جلسه و اعضاي گروه.
رئيس جلسه، قواعد كاري و مسئله مورد بحث «مشكل» را مطرح ميكند و ناظر بر حسن اجراي آنهاست.
دبير، كار ثبت صورت جلسه را انجام ميدهد. بهتر است دبير نزديك رئيس جلسه بنشيند، به طوري كه بتواند نقش رابط غير مستقيم بين رئيس جلسه و اعضا را ايفا كند. بهتر است پيشنهادات بطور گزارشي– نه كلمه به كلمه – يادداشت شوند.
اسبورن پيشنهاد ميكند كه از افرادي كه داراي موقعيّتهاي شغلي يكسان هستند، براي همفكري، دعوت به عمل آيد. ضمناً بايد در نظر داشت چنانچه رئيس و مرئوس با هم در يك گروه باشند، اصل اظهار نظر آزاد و بيواسطه خدشه خواهد يافت مگر آن كه براي آن قبلاً تدابيري انديشيده شده باشد.
یک گروه 6 تا 12 نفری از اعضا انتخاب می شوند "حتی الامکان از لحاظ رتبه اداری همسان باشند";
مشکل به روشنی تعریف شده ، و برای شرکت کنندگان توضیح کافی داده می شود;
حداقل یک هفته از طرح صورت مسئله گذشته باشد "یعنی دستور کار هر جلسه قبلا اعلام شده باشد";
بلافاصله پیش از جلسه اصلی توفان فکری ، برای اعضا، جلسه ای توجیهی برگزارمی شود;
با نوشتن صورت مسئله بر روی تخته سیاه به طوری که برای همه قابل خواندن باشد،جلسه توفان فکری شروع می شود;
رئیس جلسه 4 قاعده جلسه توفان فکری را متذکر می شود;
هریک از اعضا که مایل به ارائه پیشنهاد باشد دست خود را بالا می برد و در هر نوبت یک پیشنهاد را ارائه می دهد;
رئیس جلسه طی یادداشتی 2کلمه ای و کوتاه ، هریک از پیشنهادات را روی تخته سیاه می نویسد و در همین حال دبیر جلسه پیشنهاد را با جزئیات بیشتری ثبت می کند;
درصورت لزوم رئیس جلسه می تواند برای برانگیختن اذهان در ارائه پیشنهادات جدیدصورت مسئله یا پیشنهادات ارائه شده ، را مجددا طرح کند;
مدت زمان جلسه نباید از حد مجاز، که معمولا 60 دقیقه است تجاوز کند.
مزایا و معایب
با وجودی که روش طوفان فکری بسیار متداول و رایج است ، لیکن تاکنون به طورخاص ، درجهت روشن نمودن بهترین شرایط اجرای این روش ، تحقیقات کافی صورت نگرفته است . مزایای این روش عبارتند از:
1 - باتوجه به اصل هم افزایی یا سینرژی باعث می شود که خلاقیت گروهی موثرتر ازخلاقیت فردی عمل کند;
2 - با این روش ، در مدت زمان نسبتا کوتاهی ، شمار زیادی پیشنهاد حاصل می شود;
معایب و نقایص این روش عبارتند از:
1 - ممکن است ، ایجاد شرایط جهت اظهارنظر آزاد و بیواسطه دشوار باشد;
2 - گروه معمولا تحت فشار اکثریت قرار گرفته و موجب می شود فرد با نظر اکثریت موافقت کند، حتی اگر قویا احساس کند که نظر اکثریت اشتباه است ;
3 - اکثر اوقات تمایل گروه بر حصول یک توافق است ، تا دستیابی به پیشنهادات متنوعی که به خوبی موردبررسی قرار گرفته باشند; درواقع این حرکت در حال حاضر بخاطرساختار جلسات ، به صورت عادت در آمده است .
4 - هنگام طوفان فکری ، اغلب افراد مواردی بدیهی یا ایده آل را پیشنهاد می کنند و این ازتلاش آنها برای بحث بیشتر و درنتیجه ارائه پیشنهادات خلاق می کاهد;
5 - ماهیت تنوع گرای طوفان فکری ; خود به خود مسبب افزایش پیشنهادات می شود ولی اصلاح و پالایش ساختاری پیشنهادات را دربرندارد;
6 - اگر گروه از یک رئیس جلسه خوب برخوردار نباشد ممکن است برخی از افرادجلسه را، به طور کامل تحت الشعاع خود قرار دهند;
7 - اجرای موفقیت آمیز این روش مستلزم شناخت قبلی افراد از مسئله است ;
8 - در این روش ، بهبود مرحله به مرحله "تدریجی " پیشنهادات کمتر مشاهده می شود;
9 - گاهی اوقات این روش ، به مسائل نسبتا ساده و پیش پاافتاده محدود گشته و باعث می شود که روش ارائه شده ، برای حل مسائل کلی پیچیده و کارآیی کافی را نداشته باشد;
10 - برای بعضی افراد، پیروی از قواعد این روش ، یا ارائه پیشنهادات متنوع مشکل است .
روشهای مشابه طوفان فکری به شرح زیرند:
تکنیک گروهی اسمی (Nominal group technique)
تکنیک گروه اسمی ، ابزار تشخیص سودمندی است . چرا که ابزاری ساختاری ، برای دستیابی به اتفاق نظر گروهی درباره ی موضوعی مشخص است . برای مثال ، دستور کار می تواند چنین باشد . موانع اصلی برای بهبود بهره وری در سازمان چه هستند ؟ لیست مرتب به دست آمده از موانع ، داده ی سودمندی برای گروه تشخیص خواهد بود .
فرآیند تصمیم گیری متشکل از پنج مرحله است:
اعضاء گروه در یک میز جمع می شوند و موضوع تصمیم گیری به صورت کتبی به هریک از اعضا داده می شود و آنها چگونگی حل مسئله را می نویسند؛
هریک از اعضا به نوبه، یک عقیده را به گروه ارائه می دهد؛ عقاید ثبت شده در گروه به بحث گـذارده مـی شود تا مفاهیم برای ارزیابی روشن تر و کامل تر شود؛
هر یک از اعضاء مستقلاً و مخفیانه عقاید را درجه بندی می کنند؛ ! تصمیم گروه آن تصمیمی خواهد بود که در مجموع بیشترین امتیاز را به دست آورده باشد.
تکنیک پاس کردن گروهی (Group passing technique)
در این تکنیک افراد گروه بطور دایره وار دور یک میز می نشینند و یک ایده روی کاغذی می نویسند و به فرد بعدی پاس می دهند تا اینکه افراد بعدی نیز ایده خود را با مشاهده ایدههای قبلی بنویسند تا این عمل تکرار می یابد تا اینکه مجدداً این کاغذ به همه افراد یکبار دیگر برگردد. این روش مدیریت ساده تری نسبت به طوفان فکری دارد چون در سکوت انجام می شود و فقط به نوشتن ایده ها اکتفا می شود.
روش نقشه کشی ایده های تیم (Team idea mapping method)
این روش در سازمانها مرسوم است. در این روش هیچ ایده ای رد نمی شود تا همه اعضاء در آن مشارکت فعالی داشته باشند. فرایند کاری با یک موضوع مشخص آغاز می شود. هر عضو یک طوفان فکری حول آن موضوع انجام می دهد. تمام ایده ها در یک نقشه ایده بزرگ ترکیب می شوند. در فاز مشارکت، اعضا ممکن است به یک درک مشترک برسند. در این مشارکت ممکن است ایده های جدیدی عنوان شود . آن ایده ها نیز به نقشه ایده ها اضافه می شوند. وقتی کلیه ایده ها جمع آوری شد، گروه برای اولویت بندی آنها اقدام می کنند.
روش افکارنویسی (Brainwriting)
در این روش از شرکت کنندگان خواسته می شود، تانظرات خود را در مدتی کوتاه به رشته تحریر درآورند.
روش تلفیقی (Trigger)
تلفیقی از افکارنویسی و توفان فکری نیز وجود دارد که به روشTRIGGER مشهوراست . این روش را جورج مولر کارشناس شرکت فورد موتورز ابداع کرد. در این روش شرکت کنندگان هرکدام شخصا فهرستی از کلمات مرتبط به مسئله را تهیه می کنند. مزیت این روش بر روش توفان فکری در این است که قابلیت بسط و گسترش پیشنهادات رادارد.
پرسشنامه برای شناخت يا آناليز موقعيت های نوآوری
(ISQ) Innovation Situation Questionnaire
اگر مسئله ای به درستی تعريف و بيان شود نيمی از مراحل حل خود را طی نموده است. به همين دليل برای اجرای روش TRIZ بايد ابتدا مسئله به صورت دقيق تعريف شود؛ تا ابعاد مختلف آن شناخته شود و سيستم های پيرامون مسئله به خوبی درك شوند. لذا بايدكليه اطلاعات مربوط به مسئله مستندسازی شوند. در تكميل پرسشنامه ی شناخت موقعيت های نوآوری (ISQ) توصيه شده است كه هر ايده ای كه به ذهن پرسشگر می رسد بلافاصله ثبت شود.
بهتر است هنگام تكميل ISQ به جای اصطلاحات فني از اصطلاحات عمومی و ساده استفاده شود. اصطلاحات فنی نوعی نگرش فنی محدود در ذهن ايجاد می كنند كه در اجرای فنون مختلف TRIZ تاثير منفی مي گذارد.
به عنوان مثال اصطلاح عمومی " گرم شدن" بهتر از اصطلاح فنی "افزايش انرژي درونی" است و محدوديت كمتری در ذهن ايجاد مي كند.
در ضمن تكميل فرم ISQ ايده های خام نيز به ذهن پرسشگر بسمت راه حل هدايت می شوند.بلافاصله لازم است اين ايده ها يادداشت شوند. همچنين اگر ايده ای براي حل مشكلات احتمالی در آينده به ذهنتان می رسد، آن را نيز بنويسيد زيرا ضمن اين كار ديد شما نسبت به مسئله بهتر مي شود و فرصت هاي بالقوه ي جديدی براي حل مسئله كشف خواهيد كرد. با بهره گيري از ISQ و تشريح انواع مسائل مرتبط با مسئله اصلی، در 85 درصد موارد به راه حل های مطلوب خواهيد رسيد.
چارچوب مطالعات ISQ
1- اطلاعات درباره ي سيستمي كه مايل به ايجاد يا بهبود آن هستيد و محيط اطراف آن
· نام سيستم
· كاركرد سودمند اوليه ي سيستم
· ساختار فعلي يا مطلوب سيستم
· چگونگي كار كرد سيستم
· محيط سيستم
2- منابع موجود
3- اطلاعات در باره ی موقعيت سيستم
· ايجاد بهبود هاي مطلوب يا حذف اثرات نامطلوب
· فرايندي كه باعث ايجاد مسئله شده
· تاريخچه ي پيدايش و توسعه مسئله
· مسئله متفرقه
4- تغيير سيستم
· تغييرات ممكن در سيستم
· محدوديت هايي كه براي تغيير سيستم وجود دارند
5 – معيارهایی برای انتخاب ايده هاي راه حل
· مشخصات فني مطلوب
· مشخصات اقتصادی مطلوب
· زمان بندي مطلوب
· سطح نوگرايی مطلوب
· معيارهای ديگر
6- تاريخچه ی راه حل های آزمايش شده روی مسئله
· تلاش هايی كه در گذشته براي مسئله انجام شده
· سيستم هايي با مسئله مشابه
محتويات ISQ همراه با يك مثال جامع از "دوچرخه"
اطلاعات درباره ي سيستمي كه مايل به ايجاد يا بهبود آن هستيد و محيط اطراف آن
· نام سيستم
نام استاندارد سيستم را بنويسيد.
مثال - سيستم " دوچرخه"
· كاركرد سودمند اوليه ي سيستم
هنگامي كه سيستم تحت تاثير عاملي قرار مي گيرد، از خود كاركردي نشان مي دهد.كاركرد را بايد با استفاده از افعال معلومي كه جسمِ تأثير پذيرفته از سيستم را توصيف مي كنند، بيان كرد. افعالي نظير " فراهم آوردن" و " به دست دادن" افعال معلوم نيستند اما" نگه مي دارد" فعل معلوم است.
مثال- كاركرد سودمند اوليه دوچرخه: دوچرخه افراد و بارهاي كوچك را در فواصل نسبتاً كوتاه جابجا مي كند.
· ساختار فعلی يا مطلوب سيستم
براي تشريح ساختار فعلي يا مطلوب، بايد آن را در حالت سكون ( زماني كه سيستم مشغول به كار نيست) بررسي كرد و از نقشه و اشكال ترسيمي سود جست. همچنين زير سيستم ها، جزئيات و ارتباطات بيت آنها بايد تشريح شوند. گاهاً لازم است كه ابرسيستم در برگيرنده ي سيستم اصلي نيز مورد بررسي قرار گيرد.
مثال- دوچرخه از نه قسمت اصلي تشكيل شده: 1- بدنه دوچرخه 2- بلبرينگ 3- محور متصل به بلبرينگ 4- پدال پايي متصل به محور 5- چرخ دنده ي متصل به محور 6- زنجير متصل به چرخ دنده 7- چرخ دنده ي دومي كه به زنجيرمتصل است 8- محور اين چرخ دنده 9 – چرخ ها
· چگونگي كار كرد سيستم
چگونگي كاركرد سيستم را توصيف كنيد. يعني تعيين كنيد كه سيستم هنگام اجراي كاركرد سودمند اوليه ي خود چگونه عمل مي كند و زير سيستم ها و اجزاي آن چگونه با يكديگر تعامل ايجاد مي كنند. زير سيستم ها را به ترتيب نشان داده، شيوه و دليل ايجاد تعامل ها را تشريح كنيد.
مثال - دوچرخه سوار، پدال ها را مي چرخاند، پدال ها چرخ دنده زنجير را مي چرخاند. زنجير نيز چرخ دنده ي دوم را مي چرخاند و اين چرخ دنده چرخ عقب را چرخانده، دوچرخه را حركت مي دهد.
در اين مثال بعلت سادگي، كليه ي جزئيات ارتباطات ذكر نشد، ولي بهتر است شما كليه ي اين جزئيات را بنويسيد. پس از نوشتن اين جزئيات، خواهيد ديد كه بسياري از نكات نوشته شده را نمي دانستيد يا به آنها توجه نكرده بوديد. به عنوان مثال بسياري از مردم نمي دانند كه اِسپاك هاي چرخ دو چرخه علاوه بر زيبايي، استفامت عمودي چرخ را تأمين مي كنند.
· محيط سيستم
بسياري از سازمان هاي مشتري گرا به منظور برآوردن نيازمندي هاي راه حل هاي مسئله خود، در مورد استفاده از شرايط محيطي تحقيق مي كنند. چگونه سيستم با ابرسيستم هايي كه جزئي از آنها ست تعامل دارد؟ محيط سيستم مي تواند يكي از موارد زير باشد:
· سيستم هايي كه با سيستم مسئله تعامل دارند. اين تعامل مي تواند سودمند يا زيان بار باشد.
· سيستم هايي كه در كنار سيستم اصلي قرار دارند و احتمال مي دهيم كه در آينده يا سيستم اصلي تعامل داشته باشند.
· سيستم هاي عمومي تر( ابرسيستم) كه سيستم مورد نظر ( زيرسيستم) جزئي از آنهاست. مانند سيستم حمل و نقل عمومي در مورد دوچرخه.
· محيط طبيعي كه سيستم مورد نظر را احاطه كرده است.
مثال:
· دوچرخه با دوچرخه سوار، سطح جاده، هوا و همچنين وسايل نقليه ي ديگر تعامل دارد.
· دوچرخه در مجاورت وسايل ديگري كه در پاركينگ نگهداري مي شوند، قرار دارد.
· دوچرخه جزئي از لوازم ورزشي است.
· دوچرخه مورد نظر يكي از محصولات كارخانه ي سازنده ي آن است، لذا طرح آن بايد با فرايندهاي ساخت و توليد اين كارخانه سازگار باشد.
منابع موجود
معمولاً منابعي كه بصورت رايگان در اطراف سيستم مئله وجود دارند، ناديده گرفته مي شوند. در حالي كه طرح هاي ابتكاري از پديده هاي طبيعي بهره ي زيادي مي برند.
بنابراين تمام منابع موجود را به دقت فهرست كنيد. سعي كنيد در هر مورد توانايي هاي ويژه ي آن منبع را براي حل مسئله كشف كنيد. بدين منظور از فهرست زير كمك بگيريد.
· منبع مواد (substance resource)
· منبع اثر (field resource)
· منابع كاركردي (functional resources)
· منابع اطلاعاتي (informational resources)
· منابع زماني (time resources)
· منابع مكاني (space resources)
مثال - منابع موجود در دوچرخه :
· منبع مواد : فلز و پلاستيك در دوچرخه
· منبع اثر : انرژي مجاني مثل باد و انرژي مكش هوا، ناشي از حركت وسايل نقليه بزرگ
· منابع كاركردي: اين منبع مي تواند شامل دنده عوض كردن در دوچرخه باشد. همچنين توجه داشته باشيد كه مي توان جنبه هاي زيان بار منابع موجود را از طريق تبديل و فرآوري شيميايي يا طبيعي، حذف كرد. به ابن گونه منابع، منابع مشتق پذير (derivative resources) مي گويند.
بعنوان مثال، چربي روي سطح ظرف هاي نشُسته ماده نامطلوبي تصور مي شود، در حالي كه با شناور كردن همين ظروف در محلول بي كربنات سديم، در محل چربي صابون ايجاد مي شود كه مي تواند به عنوان يك منبع سودمند جديد در نظر گرفته شود. منابع مشيتق پذير در زندگي ما وجود دارند كه ما از آنها غافليم؛ زيرا آنها را به چشم ضايعات مي نگريم نه منابع.
· منابع مكاني : مقدار فضاي خالي و بدون استفاده در زير محل نشستن و عقب دوچرخه وجود دارد. سيستم ترمزها را مي توان از درون لوله ي دسته عبور داد.
اطلاعات در باره ي موقعيت سيستم
· ايجاد بهبود هاي مطلوب يا حذف اثرات نامطلوب
علت بروز مسئله را تعيين نماييد( در اين جا به هر چيز نامطلوب يا هر موقعيت بهبود، مسئله مي گوييم). رابطه اين مسئله را با كاركرد سودمند اوليه و كاركردهاي ديگر پيدا كنيد. بعضي از مسايلي كه معمولاً در سيستم ها مشاهده مي شود، عبارتند از:
· عمل سودمند در هنگام نياز رخ نمي دهد.
· عمل سودمند در هنگام نياز به طور نامؤثر يا ناكامل رخ مي دهد.
· عاملي زيان بار مانند يك عمل زيان بار يا پيامد زيان بار يك عمل، در سيستم موجود است.
· اطلاعات لازم در مورد وضعيت فسمتي از سيستم وجود ندارد.
· اطلاعات لازم در مورد وضعيت قسمتي از سيستم ناقص است.
· سيستم پيچيدگي بسيار زيادي دارد.هزينه هاي سيستم بسيار بالا هستند.
· برخي مشخصات سيستم ( به جز كيفيت كنترل و اندازه گيري)، پايين تر از حد مطلوب است.
· برخي مشخصات سيستم ( به جز پيچيدگي و هزينه)، بالاتر از حد مطلوب است.
· برخي مشخصات سيستم نظير قابليت كنترل و اندازه گيري، پايين تر از حد مطلوب است.
مثال- توان دوچرخه سوار براي ركاب زدن، سرعت دوچرخه را محدود مي كند. پس سرعت دوچرخه رابطه مستقيم با توان دوچرخه سوار دارد.
· فرايندي كه باعث ايجاد مسئله شده
فرايندي را كه باعث ايجاد مسئله شده، شرح دهيد و شرايط ايجاد آن را ثبت كنيد. بدانيد كه هميشه دانستن ريشه هاي اصلي ايجاد مسئله، سودمند است. اطلاعات مربوط به اين قسمت، در فرموله كردن مسئله از روش TRIZ نقش حياتي دارند
مثال- دو علت اصلي براي سرعت كم دوچرخه وجود دارد كه عبارتند از:
§ انتقال انرژي از دوچرخه سوار به سيستم دوچرخه.
§ مقاومت هوا در مقابل بدنه ي دوچرخه و دوچرخه سوار. اين مقاومت در اجزاي ديگر( مثلاً اِسپاك ها) نيز وجود دارد، ولي مقدار آن بسيار كم و قابل چشم پوشي است.
· تاريخچه ي پيدايش و توسعه مسئله
پس از چه مراحلي از فرايند توسعه ي سيستم، مسئله بروز كرد؟ رخدادهايي را كه منجر به ايجاد مسئله شدند، به همراه دلايل رخدادها، توصيف كنيد. مسير توسعه اي رابررسي كنيد كه از ايجاد مسئله جلوگيري مي كند.
مثال- مسئله ي سرعت كم دوچرخه، به ويژگي هاي طرح اوليه ي آن بر مي گردد. براي جلوگيري از بروز مسئله مي توان طرح دوچرخه را كلاً عوض كرد. ولي اين كار مسايلي را براي بازاريابي طرح جديد به وجود مي آورد كه در اين مقطع مطلوب نيست.
· مسئله متفرقه
آيا ممكن است كه بتوان مسير توسعه ي سيستم را به گونه اي اصلاح كرد كه مسئله حذف شود؟ ممكن است اين كار به ايجاد مسائل جديد بينجامد، ولي اين امكان هم وجود دارد كه حل مسائل جديد آسانتر باشد.
مثال :
§ براي كاهش مقاومت هوا، مي توان از يك صفحه ي آيروديناميك استفاده كرد. سپس بايد روي مسئله جديدِ به وجود آمده، يعني اضافه شدن وزن دوچرخه كار كرد.
§ مي توان كارايي سيستم انتقال انرژي دوچرخه را افزايش داد.
§ مي توان يك موتور كمكي به دوچرخه اضافه كرد تا در سر بالايي ها به دوچرخه سوار كمك كند. همچنين استفاده از يك موتور دائمي كمكي نيز راه حل ديگري خواهد بود.
§ هرگاه از دوچرخه براي جابجا كردن بار استفاده نشود، افزايش سرعت آن آسانتر است و اگر منظور از دوچرخه سواري فقط ورزش باشد، حتي مي توان از دوچرخه ثابت استفاده كرد.
§ اگر باز هم نتوان سرعت را افزايش داد، مي توانيم مسئله ي جديدي را تعريف كنيم، يعني به جاي افزايش سرعت، كاهش مسير را در نظر داشته باشيم. اكنون مسئله ي ما مشكل انتخاب كوتاه ترين و بهترين مسير است. هرگاه بخواهيم از دوچرخه به عنوان وسيله اي براي جابجا كردن كالا و تحويل آن استفاده كنيم، مي توان با استخدام افراد ورزيده تر مشكل را حل كرد. در اين صورت بايد روي كاهش زمان هاي توقف براي تحويل گرفتن و تحويل دادن كالا نيز كار كرد. گاهي كاركردن روي اين مسائل فرعي كه قابليت بهبود بيشتري نسبت به مسئله بحراني تر، يعني مسايلي كه حل نشده تر باقي مانده اند و قابليت بهبود بيشتري دارند، توجه بيشتري نشان داد
§ در بعضي از شهرها مي توان با دوچرخه، سوار اتوبوس شد. اين كار زمان كلي طي مسافت را كاهش مي دهد. در اين جا دو چرخه و اتوبوس اجزائي از سيستم حمل و نقل شهري هستند. دوچرخه را مي توان جزئي از سيستم هاي بزرگ ديگري چون ورزش عمومي يا سيستم گشت پليس نيز در نظر گرفت.
هميشه همه ي راه حل ها به جواب هاي قابل قبولي نمي رسند، با اين حال بايد روي همه آنها فكر شود. اين كار به ايجاد ايده هايي براي ساخت محصولات جديد مي انجامد. در اين صورت مي توان هم روي مسئله ي فعلي و هم روي توسعه و بهبود دادن ايده هاي جديد براي حل مسائل آينده فكر كرد.
تغيير سيستم
· تغييرات ممكن در سيستم
انواع تغييراتي را كه مي توانيد در سيستم ايجاد كنيد، شرح داده و ارزش يابي كنيد. ميزان تغييرات امكان پذير در سيستم، به عوامل زير بستگي دارد:
· سطح توليد فعلي سيستم ( در توسعه، نمونه هاي اوليه، نمونه هاي آزمايشي، توليد انبوه و فن آوري موجود).
· تلفاتي ( مستقيم و غير مستقيم) كه معمولاً توسط اثر منفي ايجاد مي شوند.
· منافعي كه از حل مسئله به دست خواهند آمد.
كدام يك از جملات زير بهتر از بقيه مسئله را توصيف خواهد كرد؟
مي توان سيستم را به طور كلي تغيير داد و يك محصول جديد با فن آوري جديد ساخت.
مثال:
ايجاد تغييرات كلي در فرايند توليد هزينه ي بسيار زيادي دارد.
تنها تغييرات بسيار كوچك قابل اجرا هستند. دلايل آن را به دقت شرح دهيد.
§ اگرچه مي توان طرح دوچرخه را عوض كرد، براي بازاريابي موفق بايد شكل ظاهري دوچرخه حفظ شود.
· محدوديت هايي كه براي تغيير سيستم وجود دارند
مشخصات قابل تغيير و غير قابل تغيير سيستم را شناسايي كنيد. چه ويژگي هاي فني يا اقتصادي از سيستم:
· بايد ثابت بمانند.
· نبايد كاهش پيدا كنند.
· نبايد افزايش پيدا كنند.
عوامل به وجود آورنده اين محدوديت ها را شرح دهيد. در صورت امكان بررسي كنيد تحت چه شرايطي اين محدوديت ها از ميان مي روند. اگر از بين رفتن محدوديت ها مسائل جديدي به وجود مي آورد، ببينيد كه اين مسائل ارزش حل كردن، دارند يا خير.
مثال:
نمي توان به جاي دوچرخه از ديگر وسايل حمل و نقل استفاده كرد، ولي در شرايط بد محيطي، مثلاً در زمستان به علت هواي سرد و برف زياد مي توان از وسايل ديگر كمك گرفت. ضمناً ايمني و راحتي براي دوچرخه سوار نيز نبايد كاهش يابد. اعتبار كارخانه سازنده بيش از هر چيز به ايمني و راحتي طرح هاي پيشينش بستگي دارد. ولي در دوچرخه هاي مسابقه اي، مسئله ي ايمني از نظر دوچرخه سوار چندان مطرح نيست. اين كه مصرف كننده چه مقدار كاهش راحتي را تحمل مي كند، به مقاصد ساخت دوچرخه و استفاده آن بستگي دارد. براي دوچرخه هاي مسابقه اي، مي توان تا حدي برخي مسائل ايمني را نديده گرفت.
معيارهايي براي انتخاب ايده هاي راه حل
· مشخصات فني مطلوب
· مشخصات اقتصادي مطلوب
· زمان بندي مطلوب
· سطح نوگرايي مطلوب
· معيارهاي ديگر
اجزائي از سيستم را كه بايد براي رسيدن به معيارهاي بالا تغيير يابند، مشخص كنيد. چه تغييرات كمي يا كيفي بايد انجام شوند تا اين مشخصات به دست آيند؟ چرا و چگونه اين تغييرات روي مشخصات منفي تأثير مي گذارند؟ اساس معياري را كه براي ارزش يابي هر راه حل به كار مي بريد، تعيين كنيد.
مثال:
ضروري است كه مقاومت آيروديناميك دوچرخه و دوچرخه سوار كاهش يابد. هرگاه اين مقاومت كاهش يابد، مي توان سرعت را بدون كاستن از ديگر ويژگي هاي مثبت دوچرخه افزايش داد.معيارهاي طراحي به شرح زير خواهد بود:
o درصد افزايش سرعت.
o ميزان سرمايه گذاري لازم براي اجراي طرح.
o احتمال دريافت سند ثبت اختراع.
o شباهت دوچرخه ي جديد با دوچرخه هاي معمولي.
o احتمال افزايش فروش دوچرخه.
تاريخچه ي راه حل هاي آزمايش شده روي مسئله
· تلاش هايي كه در گذشته براي مسئله انجام شده
در زماني كه تلاش ها را فهرست مي كنيد، سعي كنيد دلايل شكست هر كدام را نيز پيدا كرده، در كنار آن بنويسيد.
· سيستم هايي با مسئله مشابه
سيستم هايي را كه داراي مسائل مشابه هستند، فهرست كرده، سپس از خود بپرسيد:
· آيا مسئله در جاي ديگري حل شده است؟
· آيا مي توان راه حل مشابه را براي مسئله فعلي به كار برد؟
· اگر پاسخ منفي است، دلايل و محدوديت هايي را كه براي اجراي راه حل وجود دارد پيدا كنيد.
مثال:
مسائل مشابه:
الف – افزايش سرعت اسكيت
ب – افزايش سرعت قايق پارويي ( در اين جا مقاومت آب و هوا وجود دارد).
راه حل ها :
الف – مي توان از تيغه هاي چرخان، با جنس جديد و بلبرينگ هاي جديد استفاده كرد.
ب – مي توان فرم بدنه قايق و پارو ها را عوض كرد يا الگوي پاروزني را تغيير داد.
محدوديت ها:
ظاهر طرح جديد بايد شبيه دوچرخه ي معمولي باشد. با رعايت اين محدوديت ها هر تغييري قابل اجرا است.
تكميل ISQ براي حل مسئله ي بسياري از كاربران TRIZ كافي است. اگر هنوز مسئله ي شما حل نشده، مي توانيد به سراغ ديگر فنون TRIZ برويد.
با استفاده از اطلاعات ISQ، مي توانيد مسئله را فرمول بندي كرده، آن را به تعداد زيادي مسائل كوچكتر تبديل كنيد ( اصطلاحاً آن را به اجزاء كوچكتر خرد كنيد). براي پروژه هاي بزرگ، مي توانيد از چند روش براي فرمول بندي مسئله استفاده كنيد. ممكن است اين دقت نظر در سطح جزئيات پر خرج به نظر بيايد، ولي هزينه ها و ضايعات حاصله از طرح هاي ضعيف را نيز در نظر بگيريد. همه مي دانند كه طرح هايي كه خوب طراحي شده اند از لحاظ هزينه خودكفا بوده و برگشت هزينه ي آنها حتمي است.
مثالهای کاربردی دیگر به زبان انگلیسی:
Addressing Salt Issues in Textile Dyeing Using an ISQ and ARIZ
Integrating TRIZ with Value Engineering
Use Innovative Situation Questionnaire (ISQ)
